سخنان نوراني حضرت علي بن موسي‏ الرضا – بخش دوم

>خطر تأخير ازدواج دختران

>ميهمان به خدمت گرفته نمي‏شود

>حرت متضييع نعمت خدا

>علاقه امام به خوردن خرما

>پاسخ امام و مسلمان شدن مرد بلخي

>مال دنيا و خطر نپرداختن حقوق واجب

>پاداش نيت خير

>تعيين اجرت کارگر قبل از عمل

>چه زشت است اصرار بر نافرماني خدا

>عزت در توکل به خداوند

>قيامت و پناهنده شده مردم به اهل بيت پيامبر

>گناهاني که بخشوده نمي‏شود

>بشارت رسول خدا به اميرالمؤمنين

>ارزش اخلاق نيک

>راه انجام شدن حوائج دنيا و آخرت

>ميهمان شدن اميرالمؤمنين

>برکت قرائت قرآن در خانه‏ها

خطر تأخير ازدواج دختران

40 - مرحوم صدوق درکتاب عيون ازحضرت رضا عليه‏السلام نقل نموده که 

فرمود: «جبرئيل عليه‏السلام بر رسول خدا صلي الله عليه و اله نازل شد و گفت: اي محمد، پروردگارت تو را سلام مي‏رساند و مي‏فرمايد: همانا دختران باکره به منزله‏ي ميوه‏ي درخت هستند که چون وقت چيدن آن مي‏رسد اگر چيده نشود خورشيد و باد آن را تغيير مي‏دهد و فاسد مي‏کند و دختران باکره نيز چون به رشد ازدواج رسيدند براي [نجات حفظ] آنان از خطر فساد چاره‏اي جز ازدواج نيست و الا از فتنه و انحراف در امان نخواهند بود. 

چون اين پيام توسط جبرئيل عليه‏السلام به پيامبر خدا صلي الله عليه و اله رسيد رسول خدا صلي الله عليه و آله بر منبر رفتند و خطبه‏اي خواندند و پيام جبرئيل عليه‏السلام را به مردم خبر دادند. مردم گفتند: يا رسول الله! با چه کساني ازدواج کنند؟ رسول خدا صلي الله عليه و اله فرمود: با کساني که کفو و همتاي آنان باشند ازدواج کنند. گفتند: آنان کيانند؟ رسول خداصلي الله عليه و اله فرمود: مؤمنان کفو و همتاي يکديگرند. 

حضرت رضا عليه‏السلام فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و اله از منبر پايين نيامد تا ضباعه دختر زبير بن عبدالمطلب را به مقداد به اسود تزويج نمود و فرمود: اي مردم! من دختر عموي خود را به مقداد تزويج نمودم تا امر ازدواج آسان گردد.» 

 

ميهمان به خدمت گرفته نمي‏شود

41 - علامه مجلسي در کتاب بحار، از کافي نقل نموده که براي حضرت رضا عليه‏السلام ميهماني وارد شد و امام عليه‏السلام با او مشغول سخن گفتن بودند که چراغ عيبي پيدا نمود و آن ميهمان خواست که آن را درست کند. ناگهان حضرت رضا عليه‏السلام سبقت گرفتند و خود چراغ را درست نمودند و فرمودند: «ما هرگز راضي نمي‏شويم که ميهمانمان براي ما خدمتي انجام دهد.» 

 

حرت متضييع نعمت خدا

42 - در همان کتاب، از کافي، از ياسر خادم نقل شده که گويد: روزي غلامان حضرت رضا عليه‏السلام ميوه‏اي خوردند و بدون اين که تمام آن را بخورند آن را دور انداختند. پس حضرت رضا عليه‏السلام به آنها فرمودند: «سبحان الله! اگر شما از آن بي نياز بوديد مردمي‏به آن نياز دارند بايد به آنان مي‏داديد تا از آن استفاده کنند.» 

43 - در همان کتاب، از ياسر خادم و نيز از نادر خادم نقل شده که گويند: 

حضرت رضا عليه‏السلام به ما فرمود: «اگر در وقت غذا خوردن، من بر شما وارد شدم براي من قيام نکنيد تا فارغ شويد.» سپس گويند: گاهي امام عليه‏السلام ما را صدا مي‏زد و چون مي‏گفتند مشغول خوردن غذا هستند مي‏فرمود: «آنان را واگذاريد تا از خوردن غذا فارغ شوند.» 

نادر خادم گويد: حضرت رضا عليه‏السلام به دست مبارک خود دو عدد جوزينه (شيريني مخلوط به گردد) بر مي‏داشتند و به من مي‏دادند. 

 

علاقه امام به خوردن خرما

44 - در همان کتاب، از کافي، از سليمان بن جعفر جعفري نقل شده که گويد: 

خدمت حضرت رضا عليه‏السلام رسيدم و ديدم مقابل آن بزرگوار خرماي برني قرار دارد و آن حضرت با تمام ميل از آن مي‏خورند. پس به من فرمودند: «اي سليمان! بيا خرما بخور.» پس من نزديک رفتم و از آن خرما خوردم و گفتم: فداي شما شوم! چقدر به خوردن خرما علاقه داريد؟ امام عليه‏السلام فرمود: 

«آري، من خرما را دوست مي‏دارم.» گفتم: براي چه؟ فرمود: «چون رسول خدا صلي الله عليه و اله و اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين و زين‏العابدين و امام باقر و امام صادق و پدرم امام کاظم عليهم‏السلام خرما را دوست مي‏داشتند و شيعيان ما نيز چون از طينت ما آفريده شده‏اند خرما را دوست مي‏دارند و دشمنان ما چون از مارجي از آتش خلق شده‏اند شراب را دوست مي‏دارند.» 

 

پاسخ امام و مسلمان شدن مرد بلخي

45 - در همان کتاب، از کافي، از بزنطي نقل شده که گويد: مردي از ماوراء  نهر بلخ خدمت حضرت رضا عليه‏السلام رسيد و گفت: من از شما سؤالي مي‏کنم اگر پاسخ آن را طبق خواسته‏ي من داديد امامت شما را مي‏پذيرم. 

امام عليه‏السلام فرمود: «از هر چه مي‏خواهي سؤال کن.» مرد بلخي گفت: به من بگوييد خداي شما از چه زماني بوده و چگونه بوده و تکيه گاه او بر چه بوده است؟ 

حضرت رضا عليه‏السلام فرمود: «همانا خداوند خود آفريننده‏ي زمان است قبل از 

 که زماني وجود داشته باشد، و خود خالق کيفيت است قبل از آن که کيفيتي وجود داشته باشد و تکيه گاه او بر قدرت او مي‏باشد.» 

پس آن مرد برخاست و بر سر مبارک امام عليه‏السلام بوسه زد و گفت: «اشهد ان لا اله الا الله و أن محمدا رسول الله و ان عليا وصي رسول الله و القيم بعده بما اقام به رسول الله و انکم الائمة الصادقون و انک الخلف من بعدهم.» [يعني: من به يگانگي خداوند و رسالت محمد صلي الله عليه و اله شهادت مي‏دهم و علي عليه‏السلام را وصي رسول خدا و قيم امور مردم همانند رسول خدا مي‏دانم و شما امامان را صادق و راستگو مي‏دانم و تو رانيز جانشين آنان مي‏دانم] 

 

مال دنيا و خطر نپرداختن حقوق واجب

46 - در همان کتاب، از کافي، از بزنطي نقل شده که گويد: من چيزي [از خواسته‏هاي دنيا] را از حضرت رضا عليه‏السلام خواستار شدم. امام عليه‏السلام فرمود: «صبر کن، من اميدوارم که خداوند - انشاء الله - کار تو را به سامان رساند.» 

سپس فرمود: «به خدا سوگند، آنچه خداوند از دنيا به مؤمنين نمي‏دهد و به جاي آن در آخرت به آنان مي‏دهد برايشان بهتر خواهد بود.» سپس فرمود: «دنيا و متاع آن چه ارزشي دارد؟ همانا صاحب نعمت و مال در اين دنيا در معرض خطر است؛ چرا که بر او واجب است حقوق خدا را از آن بپردازد.» 

آن گاه فرمود: «به خدا سوگند، من چون صاحب مال مي‏شوم و نعمت خداوند بر من 

فرو مي‏ريزد پياپي در هراس هستم.» سپس دست خود را تکان داد و فرمود: «تا هنگامي‏که حق واجب آن را بپردازم.» گفتم: فداي شما شوم! آيا شما نيز با اين مقام منزلت هراس داريد؟ فرمود: «آري، و من خداي خود را بر نعمت‏هايي که به من عطا فرموده است شکر مي‏کنم.» 

 

پاداش نيت خير

47 - در همان کتاب، از کافي، از محمد بن فضل هاشمي، از حضرت رضا عليه‏السلام  نقل شده که آن حضرت ضمن دعاي خود به يکي از دوستان در روز عيد فطر فرمود: «اي فلاني! خداوند از تو و از ما بپذيرد.» و سپس نماز را اقامه نمود. و چون روز عيد قربان شد فرمود: «اي فلاني! خداوند از ما و از تو قبول فرمايد.» 

پس من گفتم: اي فرزند رسول خدا! شما در عيد فطر چيزي گفتيد [تقبل الله منک و منا] و در عيد قربان چيزي ديگر «تقبل الله منا و منک؟ فرمود: «آري، من در عيد فطر به او گفتم: خداوند از تو و از ما قبول نمايد؛ چرا که او همان کاري را که ما انجام داديم انجام داد و در عيد قربان به او گفتم: خدا از ما و از تو قبول فرمايد؛ چرا که ما توانستيم قرباني کنيم و او نتوانست.» 

 

تعيين اجرت کارگر قبل از عمل

48 - در همان کتاب، از کتاب کافي، از سليمان بن جعفر نقل شده که گويد: 

من براي انجام بعضي از امور در خدمت امام رضا عليه‏السلام بودم و چون خواستم از آن حضرت جدا شوم و به منزل خود بازگردم امام عليه‏السلام به من فرمود: «امشب را نزدما باش.» پس من با مغيب همراه آن حضرت وارد منزل امام عليه‏السلام شديم. ناگهان امام ديدند غلامانشان مشغول ساختن آغل براي حيوانات هستند و در کنارشان مرد سياهي نيز مشغول کار است. امام عليه‏السلام فرمود: 

«اين مرد کيست که براي شما کارمي‏کند؟» غلامان گفتند او به ما کمک مي‏دهد و ما چيزي به او مي‏دهيم. امام عليه‏السلام فرمود: «آيا اجرت او را معين کرده ايد؟» گفتند خير، اجرتي براي او تعيين نشده لکن او را راضي خواهيم نمود. 

پس امام عليه‏السلام سخت خشمناگ گرديد و خواست با تازيانه آنان را بزند. من گفتم: فداي شما شوم! براي چه خود را به خشم مي‏آوريد؟ فرمود: «من بارها آنان را از چنين کاري نهي کرده‏ام و گفته‏اند تا اجرت اجير را معين نکرده‏ايد او را به کار نگيريد و من مي‏دانم که هر کس براي شما کاري را بدون مقاطعه و تعيين اجرت انجام دهد اگر شما سه برابر اجرت آن را به او بدهيد باز فکر مي‏کند که حق او را نداده‏ايد لکن اگر اجرت او را تعيين کنيد و همان اجرت را در پايان کار به او بدهيد شما را مي‏ستايد که به وعده‏ي خود عمل کرده‏ايد و اگر مختصري به او اضافه بدهيد آن را اضافه بر اجرت خود مي‏داند و از شما تشکر خواهد نمود.» 

 

چه زشت است اصرار بر نافرماني خدا

49 - در کتاب بحار، از عيون و امالي، از حضرت رضا عليه‏السلام، از رسول خدا صلي الله عليه و اله نقل شده که فرمود: «خداوند عزوجل به فرزند آدم خطاب مي‏فرمايد: اي فرزند آدم! آيا به من انصاف مي‏دهي که من [پياپي] به تو دوستي مي‏کنم و از نعمت‏هاي من بهره‏مند مي‏شوي و تو با من به وسيله‏ي نافرماني خود دشمني مي‏کني؟ 

هميشه خوبي و خير من به تو نازل مي‏شود و در مقابل آن شر و گناه تو به طرف من صاعد است! همواره فرشته [موکل به اعمال تو] در هر روز و شب عمل زشت تو را به من خبر مي‏دهد [و من نعمت خود را از تو دريغ نمي‏کنم]؟ 

اي فرزند آدم! تو مرتکب محارم و گناهان بزرگ مي‏شوي و چون با نيت خالص توبه مي‏کني من توبه‏ي تو را مي‏پذيرم و از گذشته‏هاي تو مي‏گذرم و تو را اهل بهشت و در جوار خود قرار مي‏دهم. چه زشت است اصرار تو بر اعمال ناپسند! 

اي فرزند آدم! اگر اوصاف خود را از کسي بشنوي و نداني که مقصود او تو هستي همانا برچنين فردي خشم خواهي نمود!» 

 

عزت در توکل به خداوند

50 - در کتاب بحار، از امالي شيخ طوسي، از رسول خدا صلي الله عليه و اله نقل شده که خداوند عزوجل مي‏فرمايد: «هيچ مخلوقي به غير من پناهنده نمي‏شود جز آن که من درهاي آسمان و زمين را بر او مي‏بندم؛ او اگر از من چيزي بخواهد به او خواهم داد و اگر مرا صدا زند به او پاسخ نمي‏دهم. و هيچ مخلوقي به من پناهنده نمي‏شود جز آن که آسمان و زمين را ضامن روزي او قرار مي‏دهم و اگر از من درخواستي کند به او عطا خواهم نمود و اگر مرا صدا بزند او را اجابت مي‏کنم و اگر استغفار نمايد او را مي‏بخشم.» 

 

قيامت و پناهنده شده مردم به اهل بيت پيامبر

51 - حضرت رضا عليه‏السلام مي‏فرمايد: «رسول خدا صلي الله عليه و اله به اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرمود: يا علي! چون روز قيامت شود من به پروردگار خود پناه مي‏برم و تو به من پناه خواهي برد و فرزندان تو (امامان بعد از تو) به تو پناه مي‏برند و شيعيان آنان به امامان خود پناهنده مي‏شوند. سپس فرمود: تو فکر مي‏کني به کجا خواهيم رفت؟ [به خدا سوگند جز به طرف بهشت نخواهيم رفت]. 

 

گناهاني که بخشوده نمي‏شود

52 - در کتاب عيون و کافي و بحار، از حضرت رضا عليه‏السلام نقل شده که رسول خدا صلي الله عليه و اله فرمود: «خداوند هر گناهي را مي‏بخشد جز گناه کسي که مهريه همسر خود را به تأخير اندازد و يا حق اجيري را ندهد و يا انسان حرو آزادي را بفروشد.»   

 

بشارت رسول خدا به اميرالمؤمنين

53 - در کتاب عيون و امالي طوسي و بحار، از رسول خدا صلي الله عليه و اله نقل شده که به دوستان اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرمود: يا علي! خداوند تو و اهل تو و شيعان و دوستان تو و دوستان شيعيان تو و دوستان دوستان‏شيعيان تو را بخشيد؛ پس بشارت باد تو را که از شرک به خداوند جدا بوده و علم و دانش در وجود تو جمع شده است.» 

 

ارزش اخلاق نيک

54 - در کتاب بحار و عيون و صحيفة الرضا عليه‏السلام نقل شده که اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرمود: «خوي نيک بهترين همنشين انسان است.» 

55 - و فرمود «کامل‏ترين شما از جهت ايمان، نيکوترين شما از جهت اخلاق مي‏باشد.» 

56 - و فرمود: «رسول خدا صلي الله عليه و اله فرمود: عنوان نامه‏ي عمل مؤمن در روز قيامت خلق نيک اوست.» 

57 - و فرمود: «نزديک‏ترين شما به من در روز قيامت نيکوترين شمايند از جهت اخلاق و خيرخواهي از خانواده‏ي خود.» 

 

راه انجام شدن حوائج دنيا و آخرت

58 - در کتاب بحار و عيون و خصال، از اميرالمؤمنين عليه‏السلام نقل شده که فرمود: «چون يکي از شما حاجت و خواسته‏اي داشته باشد بايد صبحگاه روز پنجشنبه براي انجام آن حرکت کند و چون از منزل خود خارج مي‏شود آيات آخر سوره‏ي آل عمران و آية الکرسي و انا انزلناه في ليلة القدر و سورة حمد را بخواند، همانا انجام حوايج دنيا و آخرت او در آن خواهد بود.» 

 

ميهمان شدن اميرالمؤمنين

59 - در کتاب بحار و عيون و خصال نقل شده که امام حسين عليه‏السلام مي‏فرمايد: 

«شخصي پدرم اميرالمؤمنين عليه‏السلام را دعوت نمود. پدرم به او فرمود: با سه شرط دعوت تو را اجابت مي‏کنم. آن مرد گفت: آن سه شرط چيست؟ پدرم فرمود: چيزي از خارج خانه تهيه نکني و آنچه در خانه داري از من دريغ ننمايي و به عيال و خانواه‏ي خود فشار وارد نکني او گفت: پذيرفتم. پس پدرم دعوت او را اجابت نمود.» 

60 - در کتاب بحار و عيون و وسايل، از حضرت زين‏العابدين عليه‏السلام نقل شده که فرمود: «پدرم امام حسين عليه‏السلام چون وارد مستراح [توالت] شد، لقمه‏ي ناني را ديد که روي زمين افتاده بود پس آن را به غلام خود داد و فرمود: چون خارج شدم به من بده. پس غلام آن لقمه را خورد. و چون امام عليه‏السلام در بازگشت به او فرمود: لقمه چه شد؟ او گفت: اي مولاي من! من آن را خوردم. امام حسين عليه‏السلام فرمود: من هم تو را در راه خدا آزاد نمودم. 

پس مردي به آن حضرت گفت: آيا او را آزاد نموديد؟ امام عليه‏السلام فرمود: آري، من از جدم رسول خدا صلي الله عليه و اله شنيدم که مي‏فرمود: کسي که لقمه‏اي را از زمين بردارد و تميز کند و يا بشويد و بخورد، هنوز داخل جوف او نشده که خداوند او را از آتش دوزخ آزاد مي‏کند. 

سپس فرمود: من نمي‏خواهم کسي که خدا او را از آتش دوزخ آزاد نموده غلام من باشد.» 

 

برکت قرائت قرآن در خانه‏ها

61 - در کتاب بحار و وسائل از حضرت رضا عليه‏السلام نقل شده که فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و اله فرمود: براي خانه‏هاي خود از قرآن (و قرائت آن) بهره‏اي قرار دهيد همانا خانه‏اي که در آن قرائت قرآن بشود آن خانه با اهل خود مأنوس است و خير آن فراوان و ساکنين آن از جنيان مؤمن خواهند بود و اگر در آن قرائت قرآن نشود آن خانه براي اهلش وحشتناک خواهد بود و خير و برکت آن ناچيز و ساکنين آن از جنيان کافر خواهند بود.